معماری بیوفیلیک رویکردی در طراحی است که تلاش دارد انسانها را از نو با طبیعت پیوند دهد؛ از طریق گنجاندن عناصر و فرآیندهای طبیعی در محیطهای ساختهشده. این نوع معماری ریشه در مفهوم «بیوفیلیا» دارد—یعنی گرایش ذاتی انسان به طبیعت و هدف آن ارتقاء رفاه کلی، بهرهوری و پایداری در ساختمانهاست.
در این مقاله، به بررسی اصول معماری بیوفیلیک، عناصر کلیدی آن و نمونههایی از اجرای موفق آن خواهیم پرداخت.
تاریخچه و مبانی معماری بیوفیلیک
تاریخ معماری و طراحی بیوفیلیک به دوران باستان بازمیگردد؛ زمانی که سکونتگاههای انسانی بهطور طبیعی با طبیعت درآمیخته بودند. با این حال، شناخت رسمی و مطالعه بیوفیلیا بهعنوان یک اصل طراحی، از میانه قرن بیستم آغاز شد و در دهههای بعد مورد توجه قرار گرفت.
اصطلاح “بیوفیلیا” توسط زیستشناس برجسته، ادوارد اُ. ویلسون، در کتابی به همین نام که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد، رایج شد. ویلسون بر این باور بود که انسانها وابستگی ذاتی به طبیعت و دیگر موجودات زنده دارند که از تاریخچه تکاملی آنها نشأت میگیرد. این مفهوم موجب علاقهمندی مجدد به بررسی ارتباط انسان با محیط طبیعی در حوزه معماری و طراحی شد.
در اواخر قرن بیستم، معماران و طراحان شروع به گنجاندن اصول بیوفیلیک در کار خود کردند؛ با هدف خلق محیطهایی ساختهشده که با افزودن عناصر طبیعی، حس ارتباط و رفاه را در انسانها تقویت کنند. فلسفه معماری بیوفیلیک مبتنی بر این باور است که انسانها در محیطهایی که با طبیعت هماهنگ یا درآمیختهاند، بهتر رشد میکنند.

در طول سالها، چهرههای تأثیرگذار و جنبشهای مختلفی به توسعه معماری و طراحی بیوفیلیک کمک کردهاند. از جمله پیشگامان برجسته میتوان به فرانک لوید رایت اشاره کرد که طرفدار ادغام ساختمان با چشمانداز طبیعی بود، و لویی سالیوان که با رویکرد «فرم تابع عملکرد است» به پیوند میان انسان، طبیعت و معماری پرداخت.
مفهوم طراحی بیوفیلیک در دهه ۱۹۹۰ با انتشار کتاب «طراحی بیوفیلیک: نظریه، علم و عمل زندهسازی ساختمانها» نوشته استفن آر. کلرت، جودیت هروگن و مارتین مادور بیش از پیش مطرح شد. این کتاب تأثیرگذار، پایههای علمی، روانشناختی و بومشناختی بیوفیلیا را بررسی کرد و چارچوبی جامع برای گنجاندن عناصر بیوفیلیک در طراحی معماری و داخلی ارائه داد.
در دهههای اخیر، معماری بیوفیلیک به طور مداوم رشد و گسترش یافته و به یکی از محورهای اصلی طراحی پایدار تبدیل شده است. تأکید فزایندهای بر استفاده از اصول بیوفیلیک برای بهبود بهرهوری انرژی، رفاه ساکنین و پایداری بومشناختی مشاهده میشود.
امروزه، معماری و طراحی بیوفیلیک بهعنوان رویکردهایی حیاتی برای ایجاد محیطهای ساختهشده سالمتر و پایدارتر شناخته میشوند. متخصصان معماری، طراحی داخلی، برنامهریزی شهری و معماری منظر، به طور فزایندهای از عناصر بیوفیلیک مانند پشتبامهای سبز، دیوارهای زنده، نور طبیعی و دسترسی به فضاهای بیرونی در پروژههای خود بهره میبرند.
پژوهش و درک مداوم از تأثیر بیوفیلیا بر رفاه انسان و پایداری محیط زیست، مسیر را برای رویکردهای نوآورانه و پیشرفتهای بیشتر در معماری و طراحی بیوفیلیک هموار کرده است. با ژرفتر شدن فهم ما از مزایای ارتباط با طبیعت، انتظار میرود اصول طراحی بیوفیلیک نقش پررنگتری در شکلدهی به آینده معماری و طراحی ایفا کنند.
اصول معماری بیوفیلیک
طبیعت بهعنوان چارچوب طراحی
معماری بیوفیلیک طبیعت را بهعنوان چارچوبی اساسی برای طراحی در نظر میگیرد. این اصل بر ادغام نظامهای طبیعی، الگوها و فرمها برای خلق محیطهای ساختهشده هماهنگ و پایدار تأکید دارد. این شامل مطالعه اکوسیستمهای محلی، شرایط اقلیمی و ویژگیهای طبیعی سایت برای هدایت فرآیند طراحی است.
ارتباط با طبیعت
اصل ارتباط، بر ایجاد رابطهای قوی میان ساکنین و دنیای طبیعی تمرکز دارد. هدف آن فراهمکردن ارتباطات بصری، شنیداری و لمسی با طبیعت است تا افراد بتوانند اثرات آرامشبخش و الهامبخش آن را تجربه کنند. راهکارهایی مانند استفاده از پنجرههای بزرگ، بامهای سبز و باغهای داخلی، این ارتباط را تسهیل میکنند.
نور و تهویه طبیعی
حداکثرسازی بهرهبرداری از نور و تهویه طبیعی، عنصری حیاتی در معماری بیوفیلیک است. این امر به ارتقاء رفاه ساکنین و کاهش مصرف انرژی کمک میکند. طراحی از تکنیکهای روشنایی روز مانند نورگیرها و طاقچههای نور برای بهینهسازی نفوذ نور طبیعی بهره میبرد. همچنین از سامانههای تهویه طبیعی مانند پنجرههای قابل باز شدن و آتریومها برای گردش هوای تازه و بهبود کیفیت هوای داخلی استفاده میشود.

الهام از طبیعت و بیومیمیکری
معماری بیوفیلیک از الگوها، فرمها و فرآیندهای موجود در طبیعت برای طراحی الهام میگیرد. بیومیمیکری (زیستتقلید) شامل تقلید از راهکارهای طبیعت و تطبیق آنها برای پاسخ به چالشهای انسانی است. نمونههایی از آن شامل استفاده از مصالح طبیعی، فرمهای بیومورفیک (الهامگرفته از شکلهای طبیعی) و سامانههای ساختمانی بیومیمتیک است که بازتابدهنده بهرهوری و تابآوری موجود در اکوسیستمها هستند.

عناصر طراحی بیوفیلیک
فرمها و الگوهای بیومورفیک
طراحی بیوفیلیک شامل اشکال ارگانیک و روان است که یادآور فرمهای طبیعی هستند. خطوط منحنی، قوسها و الگوهایی که در گیاهان، صدفها و چشماندازها دیده میشوند، حس هماهنگی و جذابیت بصری ایجاد میکنند. این عناصر را میتوان در ویژگیهای معماری، طراحی داخلی و مبلمان بهکار برد.
مصالح طبیعی
استفاده از مصالح طبیعی مانند چوب، سنگ و بامبو، پیوندی لمسی با محیط ایجاد میکند. این مصالح نهتنها گرمای بصری میافزایند بلکه تجربهای حسی فراهم میکنند که احساس رفاه را ارتقاء میدهد. علاوه بر این، تأمین پایدار و در نظر گرفتن چرخه عمر مواد، با اصول معماری بیوفیلیک همراستا هستند.

ویژگیهای آبی
گنجاندن ویژگیهایی همچون فوارهها، دیوارهای آبی یا استخرهای انعکاسی، عنصری پویا به فضای ساختهشده میافزاید. صدا و تصویر آب، فضایی آرامشبخش ایجاد کرده و تجربه حسی کلی را تقویت میکنند. ویژگیهای آبی همچنین با جذب پرندگان و دیگر گونهها، به افزایش تنوع زیستی کمک میکنند.
فضاهای سبز داخلی
افزودن گیاهان و دیوارهای زنده درون ساختمانها، از عناصر اساسی طراحی بیوفیلیک است. این اجزای زنده کیفیت هوا را بهبود میبخشند، میزان رطوبت را تنظیم کرده و احساس ارتباط با طبیعت را تقویت میکنند. باغهای داخلی، سبزینگی عمودی و باغهای پشتبامی را میتوان در فضاهای متنوعی از جمله لابیها، محیطهای کاری و مجتمعهای مسکونی جای داد.
مزایای طراحی بیوفیلیک
بهبود سلامت و رفاه روانی:
طراحی بیوفیلیک اثربخشی بالایی در بهبود خلقوخو، کاهش سطح استرس و افزایش بهرهوری نشان داده است.
پایداری محیطزیستی:
با افزودن عناصر طبیعی به محیط ساختهشده، طراحی بیوفیلیک میتواند به کاهش مصرف انرژی، کاهش استفاده از آب و کاهش تولید زباله کمک کند.
افزایش ارزش ملک:
معایب طراحی بیوفلیک
طراحی بیوفیلیک باعث جذابتر شدن فضاها برای خریداران و مستأجران شده و میتواند ارزش اقتصادی ملک را افزایش دهد.
۱. هزینه اولیه بالا
اجرای عناصر بیوفیلیک مانند دیوارهای سبز، بامهای زنده، نورگیرهای بزرگ یا تهویه طبیعی هوشمند معمولاً هزینهبر است و ممکن است برای برخی پروژهها یا بودجههای محدود مقرونبهصرفه نباشد.
۲. نیاز به نگهداری مداوم
بسیاری از عناصر طبیعی، بهویژه گیاهان و سیستمهای آبی، به نگهداری تخصصی و مکرر نیاز دارند. عدم رسیدگی مناسب میتواند منجر به کاهش کیفیت فضا یا حتی آسیب به ساختمان شود.
۳. محدودیتهای اقلیمی و جغرافیایی
برخی از رویکردهای بیوفیلیک، مانند تهویه طبیعی یا نورگیری خاص، در همه مناطق قابلاجرا نیستند—مثلاً در مناطق با آبوهوای بسیار سرد، مرطوب یا خشک ممکن است چالشهای فنی و عملکردی ایجاد شود.
۴. پیچیدگی در طراحی و اجرا
گنجاندن اصول بیوفیلیک نیازمند طراحی بینرشتهای و همکاری نزدیک بین معماران، مهندسان محیط زیست، طراحان منظر و متخصصان گیاهشناسی است که اجرای پروژه را پیچیدهتر و زمانبرتر میکند.
۵. چالش در نگهداشت کیفیت داخلی
در صورت عدم طراحی و تهویه مناسب، عناصر طبیعی مثل گیاهان میتوانند منجر به افزایش رطوبت، رشد قارچ یا ایجاد آلرژی در برخی کاربران شوند.
تفاوت بین معماری بیوفیلیک و معماری سبز
در حالیکه معماری بیوفیلیک و معماری سبز اشتراکاتی دارند، تفاوتهای کلیدی نیز میان آنها وجود دارد:
معماری سبز
تمرکز اصلی آن بر کاهش اثرات زیستمحیطی ساختمانهاست؛ از طریق استفاده از مصالح پایدار، سیستمهای کممصرف و منابع انرژی تجدیدپذیر.
معماری بیوفیلیک
تمرکز اصلی آن بر تجربه انسانی در محیط ساختهشده است. هدف آن بهبود رفاه، بهرهوری و سلامت روانی از طریق اتصال انسان با طبیعت است.
هر دو رویکرد برای خلق فضاهای پایدار و سالم اهمیت دارند، اما معماری بیوفیلیک بیشتر بر منافع روانشناختی و عاطفی ناشی از ارتباط با طبیعت تأکید دارد.
در کنار مزایای قابلتوجه معماری بیوفیلیک، این رویکرد نیز دارای برخی معایب و چالشها است که باید در طراحی و اجرا مورد توجه قرار گیرد. در ادامه به چند مورد مهم اشاره میشود:
نمونههایی از معماری بیوفیلیک
نمونههایی که در ادامه آورده شدهاند، شواهدی متقاعدکننده از انعطافپذیری و اثربخشی معماری بیوفیلیک در محیطهای گوناگون ارائه میدهند. اصول طراحی بیوفیلیک را میتوان بهگونهای روان و هماهنگ در انواع بسترها مانند موزهها، ساختمانهای مسکونی، فضاهای اداری، پارکها و نهادهای عمومی بهکار برد تا محیطهایی خلق شوند که واقعاً بازتابدهنده رابطه همزیستانه انسان و طبیعت باشند.
۱. آکادمی علوم کالیفرنیا – سانفرانسیسکو


این موزه مشهور دارای پشتبامی زنده با گیاهان بومی است که عایق حرارتی ایجاد میکند، رواناب ناشی از باران را کاهش میدهد و به تنوع زیستی کمک میکند. استفاده گسترده از شیشه در طراحی، ورود نور طبیعی به داخل را ممکن میسازد. همچنین، فضاهایی مانند باغهای داخلی و نمایشگاههایی از زیستبومهای گوناگون در بنا گنجانده شدهاند.
۲. سولِر – نیویورک سیتی


ساختمانی مسکونی و دوستدار محیط زیست در منهتن که اصول طراحی بیوفیلیک را بهکار گرفته است. این ساختمان دارای بامی باغی، تراسهای سبز در هر طبقه و پنجرههای بزرگ برای بهرهگیری حداکثری از نور طبیعی و مناظر سبز پیرامون است. همچنین از سیستمهای کارآمد انرژی و مصالح پایدار استفاده میکند.
۳. ساختمان فدرال ادیث گرین–وندل وایت – پورتلند


ساختمان اداری فدرال که با بازسازی گستردهای بر اساس طراحی بیوفیلیک، به فضایی سرزنده تبدیل شده است. این ساختمان دارای دیوار زنده در لابی، نور طبیعی فراوان، تهویه طبیعی و بامباغی است که فضای بیرونی برای کاربران فراهم میکند.
۴. پارکلندز فلوییدز فورک – لوییویل

یک سامانه پارکی بزرگمقیاس که اصول طراحی بیوفیلیک را بهخوبی اجرا کرده است. مسیرهای پیادهروی گسترده، تالابها، جنگلها و دشتها به مردم امکان تعامل با طبیعت را میدهند. از مدیریت پایدار رواناب باران و گیاهان بومی در طراحی آن استفاده شده است.
۵. کتابخانه مرکزی سیاتل


ساختمانی با طراحی بصری خیرهکننده که از عناصر بیوفیلیک بهره میبرد. فضای پرجنبوجوشی به نام «اتاق نشیمن» با پنجرههایی از کف تا سقف، مناظر پانورامای سبز شهری را ارائه میدهد. استفاده از نور طبیعی، فضاهای باز و مصالح الهامگرفته از محیط محلی، از دیگر ویژگیهای آن است.
۶. مرکز عدالت اجتماعی بنیاد فورد – نیویورک


بازسازی این مرکز شامل آتریوم مرکزی با پوشش گیاهی انبوه، باغ پشتبام و نورگیرهایی است که نور طبیعی را به فضای داخلی میرسانند. این عناصر محیطی آرامشبخش و خوشایند پدید آوردهاند.
۷. گویهای آمازون – سیاتل


سه گنبد شیشهای متصل به هم که میزبان مجموعهای عظیم از گیاهان از سراسر جهان هستند. این فضای کاری منحصربهفرد برای کارکنان آمازون، محیطی طبیعی و فراگیر با مسیرهای پیادهروی، ویژگیهای آبی و گونههای گیاهی گوناگون فراهم میآورد.
۸. مرکز بولیت – سیاتل


یکی از سبزترین ساختمانهای تجاری جهان که عناصر فراوانی از طراحی بیوفیلیک را در خود جای داده است. از جمله حیاط مرکزی با درختان، پنلهای خورشیدی روی بام، تهویه طبیعی و سامانه جمعآوری و تصفیه آب باران. تمرکز این ساختمان بر بهرهوری انرژی، پایداری و رفاه کاربران است.
جمعبندی
معماری بیوفیلیک با تکیه بر اصول طبیعتمحور، نور، ارتباط و الهام از زیستمحیط، رویکردی جامع برای طراحی ساختمانها ارائه میدهد. با الهامگیری از جهان طبیعی، میتوان محیطهایی خلق کرد که سلامت، بهرهوری و پایداری را بهبود میبخشند. در دنیایی که به سمت طراحی انسانیمحور و پایدار در حرکت است، معماری بیوفیلیک بهعنوان رویکردی نوآورانه و الهامبخش، مسیر آینده معماری را شکل میدهد.


